تبليغاتX
بیزیم گردان (گردان ما)

جمعه هفتم بهمن 1390

عصــــــــــرهای جمعــــــــــه

روزهای هفته را هم که گم کرده باشی،

عصــــــــــرهای جمعــــــــــه را

از غم و غربتش تشخیص خواهی داد...

نوشته شده توسط رضانژاد در 17:59 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و دوم دی 1390

حاضر...

باز هم اول مهر آمده بود
و معلم آرام
اسمها را می خواند:
اصغر پورحسن
پاسخ آمد : حاضر
قاسم هاشمیان
پاسخ آمد : حاضر
اکبر لیلا زاد
پاسخش را کسی از جمع نداد
بار دیگر هم خواند
اکبر لیلا زاد
پاسخش را کسی از جمع نداد
همه ساکت بودیم
جای او اینجا بود
اینک اما تنها
یک سبد لاله سرخ
در کنار ما بود
لحظه ای بعد ٬ معلم سبد گل را دید
شانه هایش لرزید
همه ساکت بودیم
ناگهان در دل خود
زمزمه ای حس کردیم
غنچه ای در دل ما می جوشید
گل فریاد شکفت
همه پاسخ دادیم : حاضر!
ما همه اکبر لیلا زادیم
"قیصر امین پور"
نوشته شده توسط رضانژاد در 13:29 |  لینک ثابت   • 

شنبه سوم دی 1390

چایی روضه

عـرق کـهـنـه شیـراز مـرا مـسـت نـکرد
چایی تـازه دم روضـه زمین گیرم کرد...


نوشته شده توسط رضانژاد در 14:56 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390

شهید بی سر...

پنج شهید را که مطمئن بودیم گمنام اند,انتخاب کردیم.پیکرها را خوب گشته بودیم.هیچ مدرک هویتی بدست نیامده بود.قرار شد در بین شهدا , یک شهید گمنام که سر در بدن نداشت , به نیابت از ارباب بی سر ,اباعبدالله الحسین(ع) در روز تاسوعا تشیع و در ورودی دهلران دفن کنیم.
کفنها آماده شد.همیشه این لحظه , سخت ترین لحظه برای بچه های تفحص است,شهدا یکی یکی کفن میشدند . آخرین شهید , پیکر بی سر بود .سخت دلمان هوایی شده بود . معجزه شد . تکه پارچه ای از جیب لباس شهید به چشم بچه ها خورد . روی آن چیزی نوشته شده بود که بسختی خوانده میشد حسین پزنده, اعزامی از اصفهان.))
شهید به آغوش خانواده اش برگشت تا در روز عاشورا در اصفهان تشیع شود وبی سرو سامان دیگری از قبیله حسین (ع) جایگزین او شد.کسی چه میداند , شاید نام او که در روز تاسوعا در دهلران تشیع و بجای او دفن شد ((عباس )) بود.
برگرفته از کتاب تفحص


نوشته شده توسط رضانژاد در 15:27 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم آذر 1390

شعر"ای زمستان" اثرمرحوم استادشیدا

ای زمستان !

ای بلای مستمندان

خصم جان مردم محروم و عریان

فصل اندوه و مصیبت ؛ موسم فریاد و افغان .

***

وه چه سردی ؟

همچو آه اهل دردی

با یتیمان و فقیران در نبردی

از چه طومار حیات تیره روزان می نوردی ؟

***

بی مروت ! چیست این کین و لجاجت ؟

از چه داری با سیه روزان عداوت ؟

خود مگر چون زورمندان نیست باکت از جنایت ؟

***

شور و غوغا –

می کنی هر لحضه بر پا

می گشایی چون ستمکار توانا

هستی بیچارگان را دست یغما ؛ بی محابا

***

طفل دهقان

از جفای سود جویان

هست چون ابر بهاری اشگ ریزان

تو چرا آخر چنین اش می کنی جور ؛ ای زمستان ؟

***

باد سرکش !

یک زمانی دم فروکش !

کان زن بیوه ؛ ز سرما می کند غش

ای بگیرد خانمان هر که بی رحمست آتش !!

***

زود بگذر !

ای زمستان ستمگر !

خنجر خود را مزن بر کشته دیگر

کاین همه هستند یک سر ؛ کشته ی بیداد بنگر !

***

گرچه آلان

چیره گشتی بر نداران

باش تا روزی در آید مهر تابان

از تو گیرد انتقام این فقیران ؛ ای زمستان !      "  باتشکرازآقای افشار"

نوشته شده توسط رضانژاد در 16:2 |  لینک ثابت   • 

شنبه شانزدهم مهر 1390

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ....

دل ما قصه ی زلف تو

چه توهمی،چه حکایتی

تو و سر زدن به خیال ما

چه ترحمی،چه کرامتی

بلغ العلی به کمال تو

کشف الدجا به جمال تو

به تو و سیاهی خال تو

صلوات هر دم و ساعتی...

یا علی بن موسی..

نوشته شده توسط رضانژاد در 11:50 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سوم مهر 1390

کوتاهترین وصیت‌نامه یک شهید دفاع مقدس

کوتاهترین وصیت‌نامه جنگ برای دانشجوی شهید "احمد رضا احدی" است.

بسم الله الرحمن الرحیم

فقط نگذارید حرف امام زمین بماند. همین!

و السلام


نوشته شده توسط رضانژاد در 14:20 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390

سلام آقا ....

سلام آقا ! جوراب مردونه دارید؟

بله کوچولو ! یه جفت میخوای؟

نه! یه دونه برای پای راست

.
نوشته شده توسط رضانژاد در 14:38 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390

شهدا

کوچه هایمان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم...
نوشته شده توسط رضانژاد در 14:22 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390

هفته دفاع مقدس مبارک

-:¦:-شهادت مرگ انسان های زیرک و هشیار است که نمی گذارند این جان، مفت از دستشان برود و در مقابل، چیزی عایدشان نشود.-:¦:-

امام خامنه ای ( مدظله العالی)
نوشته شده توسط رضانژاد در 13:5 |  لینک ثابت   •